X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388
توسط: bakhtiariha

سردار اسعد بختیاری

                                                   

                                    «همراه با تاریخ سازان بختیاری»

در بررسی تاریخ انقلاب مشروطه یکی ازمهره های بسیار مهم و تأثیر گذاری که در عین حال کمتر معرفی و توصیف شده است سردر اسعد بختیاری است که بحق باید او را فاتح ملی ایران در اقدام شجاعانه ایل بختیاری درتهران نامید.

علی قلی خان سردار اسعد چهارمین فرزند حسین قلی خان ایلخانی بود و قبل از او برادرش اسفندیار خان لقب سردار اسعد داشت.

علی قلی خان پس از کشته شدن پدرش یکسال در زندان حاکم اصفهان که ظلل السلطان فرزند ناصر الدین شاه قاجار بود حبس بود او به نوعی شاید زندگی سیاسی خود را با زندان آغاز کرد.

با به قدرت رسیدن اتابک ستاره اقبال خانواده ایلخانی مجدداً درخشید.اسفندیار خان سردار اسعد اول به ایلخانی بختیاری رسید و علی قلی خان فرمانده سواران بختیاری گردید و این وضعیت تا عزل اتابک از حکمرانی اصفهان ادامه داشت.پس از عزل حاکم، سردار اسعد در سال ۱۳۱۸ هجری قمری به هند و سپس مصر سفر کرد و در همان سال به زیارت خانه خدا مشرف و سپس عازم پاریس گردید.دو سال بعد سردار اسعد به ایران بازگشت و در سال ۱۳۲۱ ق اسفندیار خان برادر بزرگترش فوت کرد عازم بختیاری شد و به تمشیت امور پرداخت.

سردار اسعد در بین ایل بختیاری دارای موقعیت ممتاز وویژه ای بود ومی توان او را نقطه محوری ایل بختیاری در دوران خودش نام نهاد.هر چند مسافرتهای او به اروپا برای مداوا بود اما بهر ترتیب او از نخستین کسانی بود که با مظاهر تمدن و فرهنگ و دموکراسی غرب آنها در فرانسه که مهد روشنفکری اروپا بود آشنا شد و به همین دلیل خود نیز واجد امتیازات روشنفکری منحصر به فرد گردید.پس از افتتاح مجلس اول در هجدهم شعبان ۱۳۲۴ هجری قمری وی مجدداً عازم پاریس گردید،در زمان به توپ بستن مجلس در سال ۱۳۲۶هجری قمری نیز که عده ای از رجال و آزاد یخواهان عازم اروپا شدند او در اروپاریس اقامت داشت.

استبداد محمد علی شاهی باعث تأمل و تفکر بسیاری از رجال و روشنفکران شد و یکی از دلایل مراجعت سردار اسعد به ایران نیز همین امر بود.در این بین تشویق ایرانیانی که با او ارتباط داشتند برای مراجعت او به ایران بسیار مؤثر بود.مخبرالسلط هدایت که آن هنگام در اروپا بسر می برد می نویسد:

شاخص میان ایرانیان علیقلی خان سردار اسعد است که غالباً اشخاص مهمی با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ایران ورهبری نهضت تشویق می کردند.

علاوه بر این تشویق ها فتح اصفهان توسط بختیاری ها نیز در ترغیب او بسیار مؤثر بود.سردار اسعد در چنین شرایطی واردایران شد و در اولین قدم به اتحاد ایل بختیاری مضغول شد.پس از آن سردار اسعد جهت اطمینان خاطر خود نیاز به اتحاد با نیروی محلی دیگر در جنوب و جنوب غرب ایران یعنی قشقایی ها و طوایف عرب داشت تا با خاطری آسوده و مطمئن از پشت سر خود عازم فتح تهران شود.

ابتدا با شیخ قدرتمند اعراب ایران در خوزستان متحد شد وپس از آن با خوانین قشقایی نیز سوگند نامه ای امضاء کرد و پس از این اقدامات اردوی بختیاری برای حرکت به تهران در اصفهان مستقر شدند.

اردوی مجاهدین بختیاری از اصفهان و سواران جنگی سپهدار تنکابنی از دشت همزمان به سمت تهران حرکت کردند و در ۲۴ جمادی الثانی ۱۳۲۷ وارد تهران شدند.

شجاعت وبختیاری ها و سواران تنکابنی به حدی بوتد که پس از چند روز شهر بالاخره تصرف شد شاه با پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس درپناهنده شدند .از اهمیت اقدامات بختیاری ها در فتح تهران همین بس که پاولویچ می نویسد:

در نهضت مشروطه خدمات بختیاری ها غیر قابل انکار است حتی می توان گفت که اگر سواران آنها در تحت ریاست سردار اسعد به تهران حرکت نمی کردند ،محمد علی میرزا به این سهولت میدان را خالی نکرد و به سفارت پناهنده نمی شد.

از این سخن می توان نتیجه گرفت که محمد علی شاه بیش از همه از حرکت بختیاری های و توانایی آنها ترسیده بود.هماهنگی خاص و تحت امر بودن نیروهای بختیاری و توانایی آنها در تحت فرماندهی مدبرانه سردار اسعد بختیار از نقاط قوت این نیرو در آزادی مجدد ایران پس از استبداد صغیر بود.

در اولین کابینه که پس از خلع محمد علی شاه تشکیل گردید ، سردار اسعد وزارت سران قشقایی و عرب در جنوب ایران گردید به حدی که نماینده انگلیس در خلیج فارس از تهران در خواست کرد که درصورت امکان سردار اسعد را وادار به استعفا کند تا از نا آرامی ها در منطقه جنوب جلوگیری شود که البته مورد موافقت قرار نگرفت.

علاوه بر این تلاشهای بختیاری ها در سرکوبی شورش های پراکنده ایران پس از خلع محمد علی شاه نیز بسیار واجد اهمیت است . شورش در زنجان را دولت به کمک نیروهای بختیاری تحت فرماندهی جعفر قلی خان امر بهادر فرزند سردار اسعد و ——-ارمنی —نشاند.در ادامه نیز دولت پس از ناکامی هایی ستارخان در سر کوبی شورش اردبیل و ناکامی این فرمانده در ایجاد نظم و امنیت درخط شمال شرق ایران مجدداً از نیروهای بختیاری تحت فرماندهی جعفر قلی خان امیر بهادر و ارمنی استفاده و شکست ستارخان را جبران و امنیت را به اردبیل بازگرداند.

رشادت و فداکاری هایی که ایل بختیاری برای اعاده مشروطیت انجام دادند و تحت فرماندهی سردار اسعد نتایج مهم و مؤثری رانیز به همراه داشت.اما به علت نداشتن تجربه سیاسی و پختگی درامور اداری به رغم توان بالای نظامی استفاده نمایند.پس از مرگ علیقلی خان فرزندش جعفر قلی خان امیر بهادر لقب اسعد را به ارث برد و مدتی در کرمان و خراسان حکومت داشت پس از کودتای ۱۲۹۹ به جمع دوستان سردار سپه پیوست و وزارت پست و سپس وزارت جنگ را نیز در سلطنت رضا شاه تجربه و در نهایت نیز به دستور رضا شاه پهلوی به قتل رسید.

تجربه بختیاری ها در جریان مشوطه و موارث پس از آن و بررسی فرازو فرود سران این ایل بزرگ ثابت نمود هر چند که این مردان امیدان جنگ در عرصه سیاست ضعیف بودند اما چیزی از ارزش اقدامات شجاعانه و متهورانه ایشان از این بابت کم نخواهد شد.

نظرات (8)
پنج‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 05:39 ب.ظ
بختیاری دیگر به خان( که کلمه ای مغولی استُ و یادمان دوره سراسر نکبت و فقر وتحقیر مردم بختیاری است) نیاز ندارد. اکنون بختیاری به مدیر ُ سرمایه گذار و دانش وصنعت و تحصیلکرده نیاز دارد. برادر عزیز افتخارات خانوادگی مربوط به گذشته است. و تنها برای ایجاد انگیزش در مردم برای پشرفت در ابتدای کار مفید است. والا بین مردم ضرب المثل استُ که؛ دربختیاری هرکس یک بز ویک خر داشته باشد خود را خان می نامد.
امتیاز: 3 17
یکشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 04:07 ب.ظ
به نام خدا
با سلام
درود خدا بر سردار بزرگ بختیاری که با این همه فداکاری و بزرگ منشی سرآمد و افتخار بختیای و ایرانی های وطن پرست بوده پس نمی دانم چرا در رسانه ها یادی از این دلاور همیشه جاوید یادی نمی شود هر چند که همین حالا هم در ایل بزرگ بختیاری دلاورانی وجود دارد
امتیاز: 12 1
ایمان
یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 06:39 ب.ظ
درود بر بزرگان اینچنینی
امتیاز: 13 0
خالد امیرخان
سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 03:30 ب.ظ
آری / آنطور که باید قدر زحمات سردار اسعد دوم در موفقیت نهضت مشروطه شناخته نشده است . و لی امیر بهادر سردار اسعد سوم که مدتی هم والی کرمان بود ظاهراٌ‌ بر اهالی کرمان سختگیری ها کرده بود . (‌معروف است رضا خان سفری به کرمان رفته بود برای تسلط بر اوضاع منطقه در بیرون شهر خیمه و خرگاه زده بودند و دسته دسته بزرگان و سران قبایل برای دیدن و عرض ارادت نزد شاه می رفتن و سردار بهادر پشت سر رضاخان که بر کرسی مجللی جلوس کرده بود ایستاده بود همه بزرگان وقتی وارد چادر می شدند دفعتاٌ‌بی حال روی زمین می افتادند بحدی که موجب شگفتی رضاخان و دیگران شدو شاه سراسیمه چادر را ترک نموده و عازم تهران شد ماموران خفیه حکومت چنان کشف کردند که مردم نه از ترس شاه بلکه از ترس امیربهادر غش کرده و بر زمین می افتادند گویا باخود می گفتن شاه چگونه آدمی است که سردار بهادر باآنهمه سختگیریها در پشت سر او ایستا ده است و اجازه نشستن ندارد . از این روی می شود گفت که خوانین بختیاری در زمان قدرت به کارهائی دست می زدند که شایسته آن موقعیت نبوده است و همینها موجب روی گردانی از آنان می شود /.
امتیاز: 11 4
علی چکانی
یکشنبه 18 دی‌ماه سال 1390 ساعت 05:14 ب.ظ
با سلام
کار شما بسیار عالیه شما را در وبلاگ "پایگاه اینترنتی طایفه چکانی " لینک نمودم.
به امید روزی که به ازای هر بختیاری یک سایت هم در مورد ایل بختیاری داشته باشیم، همچنین یک ارتباط و هماهنگی در بین سایتها باشد، نظر شما در مورد اینکه یک انجمن مجازی برای دارندگان وبلاگ در زمینه ایل بختیاری یا زیر مجموعه های آن تشکیل شود و همه در آن عضو شوند تا به صورت منسجم تری به انتشار مطالب بپردازند چیست؟ لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در وبلاگ زیر بیان فرمایید.
با تشکر
http://tayefechekani.persianblog.ir
امتیاز: 4 2
علی
چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 07:06 ب.ظ
سری بزن به سایت آزاد مردان بختیاری
امتیاز: 8 1
یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 11:58 ق.ظ
خدا بیامرزدش
امتیاز: 9 1
علی بهرامی آسترکی
چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 05:32 ب.ظ
بادرود فراوان. خسته نباشید.

ابوالفتح‌خان هفت لنگ بختیاری نام یکی از خوانین بختیاری است که پس از ائتلاف با کریم‌خان زند یکی از میراث‌داران حکومت نادرشاه شد. با تشکیل شورای سه نفره حکومتی با کریم‌خان زند و علیمردان خان بختیاری به حکومت اصفهان رسید و پس از شورش علیمردان خان علیه کریم‌خان زند توسط علیمردان خان کشته شد.


ابوالفتح خان پسر قاسم خان آسترکی دورکی است که در سال 1145 ه ق پس از کشته شدن برادرش احمد خان به همراه عده ای دیگر از خوانین آسترکی از جمله منصورخان و محمدحسین خان و جلال خان به دستور نادرشاه خانه هایشان را به اصفهان ( پایتخت ) برده و در آنجا ساکن شدند و خود نیز برمناصبی اشتغال یافتند. ابوالفتح خان به بیگلربیگی شهر مروشاهنجان با حکم نادرشاه منصوب شد. ایشان تا زمان ابراهیم شاه افشار حاکم آنجا بود و پس از آن با حکم ابراهیم شاه به حکومت اصفهان منصوب گردید و تا سال 1164 حاکم اصفهان و نایب السلطنه بود. و علی صالح خان فرزند یوسف خان و نوه خلیل خان بهرامسری آسترکی به حکومت بختیاری برگزیده شد. دکتر عبدالرضا درگاهی ( روزنامه خروش آنزان ) می نویسد:«کسان دیگر، از اعقاب همین خوانین بختیاری دودمان میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی (فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی)بودند که در غایله افغان از آنها نام برده می شود. از آن جمله قاسم خان بختیاری در زمان شاه سلطان حسین صفوی و همچنین ابوالفتح خان پسر قاسم خان که مدتی حکومت اصفهان را داشته و با حیله علی مردان خان چهارلنگ کشته می شود. ولی در بعضی نسخ نوشته شده که ابوالفتح خان و علی مردان خان و کریم خان زند با هم متحد و همداستان بودند ولی کریم خان با حیله ابوالفتح خان را کشته و سپس علیمردان خان را هم به قتل رسانید و خود یکه تاز میدان شد.»

هنگام مرگ نادرشاه ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان بود. ناخوشنودی یکی دیگر از رهبران ایل بختیاری بنام علیمردانخان چهارلنگ از ابوالفتح خان و تقاضای کمک از کریم خان سبب شهرت کریم خان گشت. کریم خان به همراه افراد قبیله خود و همراهی علیمردان خان به اصفهان حمله بردند و این شهر را تصرف کردند. پس از آن میان این سرداران (ابوالفتح خان، کریم خان، وعلیمردان خان) اتحاد سه گانه ای ایجاد شد. منظور از این اتحادیه تشکیل یک دولت جدید در ایران بود، مهمترین شرایط اتحاد سه گانه( اتحادسه لر) عبارت بود از:2 1- برگزیدن یکی از افراد خاندان صفوی با عنوان (شاه اسماییل سوم)به سلطنت ایران 2- واگذاری امور کشوری به علیمردان خان 3- واگذاری حکومت اصفهان به ابوالفتح خان 4- واگذاری امور لشکری به کریم خان

در سال 1163 هجری قمری علیمردان خان که یکی از رؤسای بختیاری بود چون وضع پادشاهی ایران را مختل دید. او هم با دعای سلطنت قیام نمود یعنی از محل خود با عده ای بختیاری به طرف اصفهان حرکت نمود.
حاکم اصفهان از طرف (شاهرخ افشار) ابوالفتح خان از بزرگان بختیاری بود و با سپاه زیادی به استقبال علی مردان خان از شهر بیرون رفت و در دروازه شهر دو سپاه به هم رسیده، جنگ سختی نمودند بطوریکه جمعی مقتول و عده ای از طرفین مجروح گشته و ابوالفتح خان پیروز میدان شد.
علیمردان خان پس از این شکست با سابقه ای که با کریم خان زند داشت بطرف ملایر حرکت نمود و هر طوری بود کریم خان را با خود همراه ساخت و با سه هزار مرد جنگی و برادرانش به اردوی علیمردان خان پیوسته و به جنگ ابوالفتح خان مبادرت ورزیدند و پس از زد و خورد زیادی که از بامداد تا شامگاه طول کشید و کشتار زیادی به عمل آمد ، ابوالفتح خان مغلوب و فتح نصیب علیمردان خان گردید و به شهر اصفهان وارد شد.













منبع: محمد رجبی نیری، تاریخ زندیه، انتشارات مصباح، ۱۳۷۶
مروی، تاریخ عالم آرای نادری،
علی بهرامی آسترکی،"بنه وار من ایل من" قم،1382
علی بهرامی آسترکی،" شاهکار ایل بختیاری"، قم،1384
دکتر عبدالرضا درگاهی، " روزنامه خروش آنزان"
امتیاز: 5 2
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد