X
تبلیغات
شرکت آرمان وب
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 02:22 ب.ظ

 

ایل بزرگ بختیاری
..::.. جعفرخان سرداربهادر..::..
جعفر خان سردار بهادر از رؤسای ایل بختیاری و از فاتحان تهران در جریان انقلاب مشروطه در ایران. پسر ارشد علیقلی خان سردار اسعد. پس از درگذشت پدرش به او نیز لقب سردار اسعد (سردار اسعد سوم) دادند. او وزیر جنگ ایران در زمان سلطنت رضا شاه بود و به دستور رضا شاه در ۵٫۱.۱۳۱۳ در زندان قصر کشته شد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 02:19 ب.ظ

==زندگی‌نامه ==
این سردار بختیاری در سال 1278 هجری قمری در روستای [[چقاخور]] در [[استان چهارمحال و بختیاری]] چشم به جهان گشود. وی فرزند کوچک حسینقلی خان ایلخانی بود و در دستگاه [[ایلخانی]] نشو و نما یافت. وی در عهد جوانی در [[چهارمحال و بختیاری]] و [[خوزستان]] و [[اصفهان]] در مأموریت های [[ایلخانی]] شرکت داشت. سردار ظفر دارای 14 پسر و 12 دختر بود. وی در جنگهای مختلفی از جمله حوادث [[مشروطیت]]، جنگهای رضا جوزانی و جعفرقلی چرمهینی و نایب حسین و ماشاء الله خان کاشانی مستقیم و غیر مستقیم شرکت داشت و پست های [[ایلبیگی]]، [[ایخانی گری]] و حکومتهای چهارمحال و بختیاری، اصفهان و کرمان را بر عهده داشت. اولین لقب وی [[بهادرالدوله]] بود و سپس به [[سالار ارفع]] و سردار ظفر ملقب گشت. تنها اثری که از وی به یادگار مانده است، «یادداشتها و خاطرات سردار ظفر بختیاری» است، که البته کمیاب است.


== '''نگاهی به یادداشتها و خاطرات وی''' ==


آخرین سال انتشار «یادداشتها و خاطرات سردار ظفر بختیاری» معلوم نیست، زیرا در شناسنامه و پشت جلد هیچ گونه تاریخی قید نشده است. در هر حال خواندن کتاب بسیار شیرین و آموزنده است. وی گاه به برخی از آداب و رسوم بختیاریها اشاره دارد که اکنون دیگر اثری از این آداب دیده نمی‌شود. خود این مسئله به مرور زمان به تاریخی بودن کتاب می افزاید و ارزش مردمشناسی و قوم شناسی بیشتری می‌یابد. کتاب دارای فصلهای مختلف است. برخی از سرفصل های کتاب عبارت‌اند از : «تفصیل کشته شدن جدم جعفرقلیخان، رمضان 1252 جنگ منار»، «داستان جنگ مشهور به جنگ نه هزار»، «داستان کشته شدن علاء الدین وندها وعده دیگر در سراستان بدست جعفر قلیخان اسدخان» و غیره.

== '''نمونه‌ای از یاداشتها و خاطرات وی در کتاب''' ==


«...پدرم را گفتند دعوی شاهی دارد و بدین جرم او را کشتند، ولی خدا گواه است تنها گناه او این بود که به قاجاریه، ویژه ظل السلطان پول نمی‌داد و چاپلوسی نمی‌کرد...». (همان ص. 194).

«...الوار شیر را دو قسم می‌دانند. کافر و مسلمان. شیر مسلمان رنگش گندم گون و زرد است و شیر کافر زرد است با یال سیاه یکموی سیاه میان گرده او پیداست. احتمال دارد شیر ماده رنگش باز باشد و شیر نر رنگش سیر باشد. گویند اگر کسی به شیر مسلمان برسد و کلاه خود را برداشته بگوید ای گربه علی (ع)، من بنده علی هستم، به سر علی از کشتن من بگذر، شیر راه خود در پیش گرفته می‌رود، ولی در شیر کافر اپری نمی بخشد. الوار این مطلب را قبول دارند و مطمئن هستند». (همان ص. 85).

== '''سردار ظفر، سردار اسعد و لایارد''' ==


از مطالعه «یادداشتها و خاطرات سردار ظفر بختیاری» و «[[تاریخ بختیاری]]» اثر [[سردار اسعد بختیاری]] و همچنین یادداشتهای [[لایارد (sir. A. H. Layard)]] چنین بر می‌آید که بسیاری از مطالب ذکر شده توسط این سه تن تا حدود زیادی مشابه به هم است و انگار آنان مطالب خود را از روی دست هم نوشته اند. به عنوان نمونه مطالبی که سردار ظفر در این کتاب در باره باور بختیاریان نسبت به شیر می‌نویسد در آثار سردار اسعد و لایارد نیز آمده است و یا مثلاً نقل داستان‌هایی در باره خرس در بین لرها و غیره.

== منبع ==

یادداشتها و خاطرات سردار ظفر بختیاری، انتشارات یساولی، 331ص، (بدون ذکر تاریخ نشر؟)

[[رده:سربازان اهل ایران|ظفربختیاری، سردار]]

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 02:14 ب.ظ

                                                   

                                    «همراه با تاریخ سازان بختیاری»

در بررسی تاریخ انقلاب مشروطه یکی ازمهره های بسیار مهم و تأثیر گذاری که در عین حال کمتر معرفی و توصیف شده است سردر اسعد بختیاری است که بحق باید او را فاتح ملی ایران در اقدام شجاعانه ایل بختیاری درتهران نامید.

علی قلی خان سردار اسعد چهارمین فرزند حسین قلی خان ایلخانی بود و قبل از او برادرش اسفندیار خان لقب سردار اسعد داشت.

علی قلی خان پس از کشته شدن پدرش یکسال در زندان حاکم اصفهان که ظلل السلطان فرزند ناصر الدین شاه قاجار بود حبس بود او به نوعی شاید زندگی سیاسی خود را با زندان آغاز کرد.

با به قدرت رسیدن اتابک ستاره اقبال خانواده ایلخانی مجدداً درخشید.اسفندیار خان سردار اسعد اول به ایلخانی بختیاری رسید و علی قلی خان فرمانده سواران بختیاری گردید و این وضعیت تا عزل اتابک از حکمرانی اصفهان ادامه داشت.پس از عزل حاکم، سردار اسعد در سال ۱۳۱۸ هجری قمری به هند و سپس مصر سفر کرد و در همان سال به زیارت خانه خدا مشرف و سپس عازم پاریس گردید.دو سال بعد سردار اسعد به ایران بازگشت و در سال ۱۳۲۱ ق اسفندیار خان برادر بزرگترش فوت کرد عازم بختیاری شد و به تمشیت امور پرداخت.

سردار اسعد در بین ایل بختیاری دارای موقعیت ممتاز وویژه ای بود ومی توان او را نقطه محوری ایل بختیاری در دوران خودش نام نهاد.هر چند مسافرتهای او به اروپا برای مداوا بود اما بهر ترتیب او از نخستین کسانی بود که با مظاهر تمدن و فرهنگ و دموکراسی غرب آنها در فرانسه که مهد روشنفکری اروپا بود آشنا شد و به همین دلیل خود نیز واجد امتیازات روشنفکری منحصر به فرد گردید.پس از افتتاح مجلس اول در هجدهم شعبان ۱۳۲۴ هجری قمری وی مجدداً عازم پاریس گردید،در زمان به توپ بستن مجلس در سال ۱۳۲۶هجری قمری نیز که عده ای از رجال و آزاد یخواهان عازم اروپا شدند او در اروپاریس اقامت داشت.

استبداد محمد علی شاهی باعث تأمل و تفکر بسیاری از رجال و روشنفکران شد و یکی از دلایل مراجعت سردار اسعد به ایران نیز همین امر بود.در این بین تشویق ایرانیانی که با او ارتباط داشتند برای مراجعت او به ایران بسیار مؤثر بود.مخبرالسلط هدایت که آن هنگام در اروپا بسر می برد می نویسد:

شاخص میان ایرانیان علیقلی خان سردار اسعد است که غالباً اشخاص مهمی با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ایران ورهبری نهضت تشویق می کردند.

علاوه بر این تشویق ها فتح اصفهان توسط بختیاری ها نیز در ترغیب او بسیار مؤثر بود.سردار اسعد در چنین شرایطی واردایران شد و در اولین قدم به اتحاد ایل بختیاری مضغول شد.پس از آن سردار اسعد جهت اطمینان خاطر خود نیاز به اتحاد با نیروی محلی دیگر در جنوب و جنوب غرب ایران یعنی قشقایی ها و طوایف عرب داشت تا با خاطری آسوده و مطمئن از پشت سر خود عازم فتح تهران شود.

ابتدا با شیخ قدرتمند اعراب ایران در خوزستان متحد شد وپس از آن با خوانین قشقایی نیز سوگند نامه ای امضاء کرد و پس از این اقدامات اردوی بختیاری برای حرکت به تهران در اصفهان مستقر شدند.

اردوی مجاهدین بختیاری از اصفهان و سواران جنگی سپهدار تنکابنی از دشت همزمان به سمت تهران حرکت کردند و در ۲۴ جمادی الثانی ۱۳۲۷ وارد تهران شدند.

شجاعت وبختیاری ها و سواران تنکابنی به حدی بوتد که پس از چند روز شهر بالاخره تصرف شد شاه با پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس درپناهنده شدند .از اهمیت اقدامات بختیاری ها در فتح تهران همین بس که پاولویچ می نویسد:

در نهضت مشروطه خدمات بختیاری ها غیر قابل انکار است حتی می توان گفت که اگر سواران آنها در تحت ریاست سردار اسعد به تهران حرکت نمی کردند ،محمد علی میرزا به این سهولت میدان را خالی نکرد و به سفارت پناهنده نمی شد.

از این سخن می توان نتیجه گرفت که محمد علی شاه بیش از همه از حرکت بختیاری های و توانایی آنها ترسیده بود.هماهنگی خاص و تحت امر بودن نیروهای بختیاری و توانایی آنها در تحت فرماندهی مدبرانه سردار اسعد بختیار از نقاط قوت این نیرو در آزادی مجدد ایران پس از استبداد صغیر بود.

در اولین کابینه که پس از خلع محمد علی شاه تشکیل گردید ، سردار اسعد وزارت سران قشقایی و عرب در جنوب ایران گردید به حدی که نماینده انگلیس در خلیج فارس از تهران در خواست کرد که درصورت امکان سردار اسعد را وادار به استعفا کند تا از نا آرامی ها در منطقه جنوب جلوگیری شود که البته مورد موافقت قرار نگرفت.

علاوه بر این تلاشهای بختیاری ها در سرکوبی شورش های پراکنده ایران پس از خلع محمد علی شاه نیز بسیار واجد اهمیت است . شورش در زنجان را دولت به کمک نیروهای بختیاری تحت فرماندهی جعفر قلی خان امر بهادر فرزند سردار اسعد و ——-ارمنی —نشاند.در ادامه نیز دولت پس از ناکامی هایی ستارخان در سر کوبی شورش اردبیل و ناکامی این فرمانده در ایجاد نظم و امنیت درخط شمال شرق ایران مجدداً از نیروهای بختیاری تحت فرماندهی جعفر قلی خان امیر بهادر و ارمنی استفاده و شکست ستارخان را جبران و امنیت را به اردبیل بازگرداند.

رشادت و فداکاری هایی که ایل بختیاری برای اعاده مشروطیت انجام دادند و تحت فرماندهی سردار اسعد نتایج مهم و مؤثری رانیز به همراه داشت.اما به علت نداشتن تجربه سیاسی و پختگی درامور اداری به رغم توان بالای نظامی استفاده نمایند.پس از مرگ علیقلی خان فرزندش جعفر قلی خان امیر بهادر لقب اسعد را به ارث برد و مدتی در کرمان و خراسان حکومت داشت پس از کودتای ۱۲۹۹ به جمع دوستان سردار سپه پیوست و وزارت پست و سپس وزارت جنگ را نیز در سلطنت رضا شاه تجربه و در نهایت نیز به دستور رضا شاه پهلوی به قتل رسید.

تجربه بختیاری ها در جریان مشوطه و موارث پس از آن و بررسی فرازو فرود سران این ایل بزرگ ثابت نمود هر چند که این مردان امیدان جنگ در عرصه سیاست ضعیف بودند اما چیزی از ارزش اقدامات شجاعانه و متهورانه ایشان از این بابت کم نخواهد شد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 02:09 ب.ظ

.:: محمدتقی خان بختیاری ::.

محمد تقی خان بختیاری (محمد تقی خان در بین بختیاری ها با نام ممتی خون نیز معروف است)یکی دیگر از بزرگمردان لر است وی را شجاع ترین ایلخان بختیاری نام نهاده اند. محمد تقی خان پسر علیخان در بین سال های 1249 تا 1257 هجری قمری سلسله حر کت ها و مبارزات زیادی در کوه‌های بختیاری انجام داد. محمد تقی خان که مصمم بود حکومت بختیاری ها را بدست آورد بتدریج نفوذش را در میان طوایف بختیاری زیاد کرد.و بالا خره توانست ریاست ایل بختیاری را بدست آورد. وی توانست طوایف بختیاری را بطور کامل با هم متحد کند.بدینصورت سیاست تفرقه اندازی قاجار نتیجه عکس داد. و محمد تقی خان در آخرین سال پادشاهی فتحعلی شاه بر ضد دولت مرکزی ایران طغیان کرد.وی بیست هزار تومان مالیات دولتی که به تهران می رفت را غارت کرد.و ششصد هزار تومان مالیات فارس را نیز ظبط کرد. بدین سبب کارش بالا گرفت و در میان مردم لر که دل خوشی از دولت نداشتند بسیار محبوب و روز به روز پیروانش افزوده شد. تا اینکه با هشت هزار سوار به شوشتر آمد و شهر را محاصره کرد.و اسدالله میرزا یکی از شاهزادگان قاجار که بر شوشتر حکمرانی می کرد پا به فرار گذاشت و محمد تقی خان حکومت کنترل شوشتر را به دست گرفت. محمد تقی خان به دزفول نیز دست یافت و رامهرمز و بهبهان را نیز تصرف کرد. در این میان ولی خان ممسنی و جمال خان دشتی نیز با او متحد شدند و به فارس هم دست یافت. در این سال ها تا هویزه هم پیش رفت و رئیس اعراب یعنی شیخ کعب را از فلاحیه بیرون کرد و شکست سختی به آنها داد. شورش بختیاری ها کماکان ادامه داشت.و در بین این سال ها جنگ های زیادی بین بختیاری و دولت مرکزی بود. در این سال ها سرزمین بختیاری عملا به یک ناحیه کاملا خودمختار و دارای استقلال تبدیل شده بود. چنانکه محمد تقی خان و بختیاری ها سرزمین شان را کشور بختیاری می نامیده اند و در خیلی از منابع تاریخی هم نام کشور بختیاری یا لرستان ذکر شده است.چنانکه لایارد در خاطراتش می نویسد:"محمد تقی خان به دربار انگلیس نامه‌ای نوشت که انگلیس استقلال کشورش یا همان کشور بختیاری را به رسمیت بشناسد،و با آنها تجارت کند.اما انگلیس که در آن زمان با دولت ایران روابط خوبی پیدا کرده بود.موافقت نکرد و دولت بختیاری را به رسمیت نشناخت ولی در عوض حاضر شد با بختیاری ها تبادل تجاری داشته باشد. " بالاخره معتمد الدوله شاهزاده قاجار که مامور سرکوبی بختیاری ها بود از راه حیله در آمد.و علی نقی خان برادر محمد تقی خان و پسر خردسال محمد تقی خان را گرو گان گرفت. و در این شرایط محمد تقی خان در وضعیت بدی قرار گرفته بود.نه می توانست بخاطر علاقه‌ای که به برادر و فرزندش داشت با دولت جنگ بکند نه می توانست تسلیم شود. سرانجام معتمد الدوله قسم یاد کرد که به خان بختیاری آسیب وارد نکند، و خان با اطمینان نزد معتمد الدوله بیاید تا مذاکره کنند.اما زمانی که محمد تقی خان به نزد شاهزاده قاجار رسید به دست و پایش زنجیر بستند و او را به زندان انداختند. برادران محمد تقی خان شبانه حمله‌ای را برای نجات محمد تقی خان انجام دادند.اما متاسفانه با شکست روبرو شد. و محمد تقی خان بعد از چند سال در گذشت. در حقیقت به خاطر شورش ها و حرکت های جدایی طلبانه و استقلال طلبانه محمدتقی خان بعضی از نویسندگان ایرانی او را مورد بی رحمی قرار داده اند و علاوه بر این که او را کم اهمیت جلوه داده اند ، به او موارد نادرستی را نیز نسبت داده اند. اما در میان خود لرها محمد تقی خان چهره‌ای محبوب و مقتدر می باشد که خدمات زیادی به قوم لر کرده. چنان که داراب رئیسی شاعر معاصر در وصف دلاوری های او شعری سروده که در زیر قسمتی از آن را می آورم:

:: چند شعر وصف دلاوری های محمدتقی خان بختیاری  ::

* نگه کن به تاریخ این دودمان *** پس از آریو برزن پهلوان
*که اسکندر و خیل مقدونیان *** به زحمت ز دستش ببردند جان
*چنان داد درسی به مقدونیان *** که شد نام او تا ابد جاودان
* نیامد چو او پهلوانی رشید *** بجز از محمد تقی خان پدید
*محمد تقی خان بود افتخار *** برای دلیران این روزگار
*چو مادر دهر هرگز نزاد *** ندارد چو او بختیاری به یاد
*سر بختیاری به کیوان رسید *** چو او را به دامان خود پرورید
*هم اکنون سراسر دیار جنوب *** دیار پر از افتخار جنوب
*ز اهواز تا شوشتر و بهبهان *** ز سردشت و دزفول تا شادگان
*سراسر همه دهدز و مالمیر *** بود جمله فرمانبر آن امیر
*به او خطه لر دارد امید *** چو باران رحمت ببارد امید
*چنین پهلوانی به این فر و جاه *** سزاوار تخت است و تاج و کلاه
*چرا کلبعلی خان و جعفر قلی *** و یا پهلوانی چو آ نادعلی
*در این رزم سختی که این دادخواه *** نموده است با والی پادشاه
*نکردند با او دمی یاوری *** به یزدان گذاریم این داوری

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 02:02 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
پیش گفتار نویسنده:سلام و دورود فراوان به شما،همتبار عزیزجهت همکاری ونشان دادن هرچه بیشتر فرهنگ و تاریخ بختیاری.لطفا اگر مطالبی از زندگی سرداران و تاریخ سازان بختیاری در اختیار دارید و یا در وب سایت های بختیاری مشاهده کردید با ما تماس بگیرید09365449198

::.علیمردان خان بختیاری.::

درسپیده دم یکی از روزهای اسفند 1313 حیاط زندان قصر فضای غم انگیزی بخود گرفته بود.در وسط سنگ فرش حیاط چوبه داری دیده می شد.که در فاصله معینی تعدادی نظامی مسلح در حالیکه تفنگهای خود را
اماده شلیک می کردند جهت اجرای ماموریت مرگباری صف کشیده بودند.محکوم به مرگ که کسی جز علیمردان خان بختیاری نبود در حالیکه به تعبیر بزرگ علوی جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و رویی اراسته داشت با گامهای بلند و استوار حلاج وار بدون انکه ذره ئی ترس در وجودش داشته باشد به قتلگاه نزدیک می شد و در حقیقت او می رفت تا شهادت مظلومانه ی خود را بر صحیفه ی ر‍ژیم دیکتاتوری رقم زند.
سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام ان سر کرده دلیر بختیاری بود می نویسد: در اخرین لحظاتی که میخواستند وی را به چوبه دار ببندند کلاه پهلوی خود را به نشان نفرت از رژیم پهلوی مچاله کرد و دور انداخت و صدای رسایش که می گفت زنده باد ایران و ازادی با صفیر چند گلوله خاموش شد و لحظاتی بعد جسد بیجان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت و در میدان های جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود دمر بپای چوبه دار بر زمین در غلطید.
نسیم صبحگاهی پیکر بخون خفته سر کرده دلیر بختیاری را نوازش می داد.افتاب از پشت قله بلند سفید پوش دماوند در میان هاله رقیقی که رنگ زردفامش را به سرخی متمایل کرده و گویی رخسارش را با خونگرم روی سنگفرش حیاط زندان قصر خضاب بسته اند با طمانینه و وقار گردن میکشید و میخواست با ان چهره ی خون بسته صحنه جنایت خونینی را که بدست دژخیمان ایرم ساعاتی پیش در تاریکی شب بوقوع پیوسته بود برملا سازد.
اعدام مظلومانه علیمردان خان بختیاری به همان اندازه که در محوطه ی کوچک زندان قصر تاثر زندانان را بر انگیخت به همان اندازه هم در قلمرو بختیاری و مناطق همجوار تاثیر عمیقی بر جای گذاشت.
مردان جامه دریدند و دیرک بهونها را پایین کشیدند زنها موی بریدند و مویه کردند شعرا در رثا. او مرثیه ها سرودند و اهنگ سازان ترانه شیر علیمردان را ساختند و هنوز هم که هفتاد سال از مرگ ان سردار رشید بختیاری می گذرد چوپانان در دشتهای سرسبز بختیاری و زنان در کنار چشمه ساران هنگام شستن لباس ویا پر کردن مشکهای اب و مردان در اجتماع شبانه ی خود در زیر سیاه چادر ها هر وقت فرصتی بدست می اورند با صدای خوش و حزن انگیز و گاهی هم با اهنگ موزون نی بیاد ان رادمرد دلیر می خوانند:
::.چند بیت شعر.::
تفنگ علیمردون هم باز صداکرد سرهنگ کله پوستی هنگ بلا کرد
تفنگ علیمردون هم باز قرمنید سرهنگ کله پوستی چادر رمنید
بی عروس کل ازنه کل بساکی سنگران خین گرد تا کفت خاکی
بی عروس تو کل بزن کل بساکی تفنگچی زه مم صالح سوار زه راکی
شمشیر علیمردون طلای بی غش به زمین برچ ازنه به استمون تش
نظامی کله پوستی لنگا ملاری نی تری جنگ بکنیوا وا بختیاری
طیاره بال بال کنه سر که فردون شمشیرم به گل زنم سی کل ایرون
دودر گل سی کشتنم پلا بریدن گویلم زداغ مو پای کمر بریدن
بالونا بالا هوا بال ا تنیده ددویل محمد علی پلا بریده
کجه تیپ کجه سپاه کجه فراشم ره بدین دام و ددوم بیان سر لاشم
بیست و چار تیر خردومه هنی بهوشم لیکه ی دام و ددوم اوید به گوشم
سر تنگ تاته تنگ تانک و زره پوش مابین شال و قوا خین ازنه جوش
ممنونم که وب سایت ایل بزرگ بختیاری رو انتخاب کردید

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo